صحبت مستقیم جیمز کان

جیمز کان می گوید دوست ندارد لعنت کند. او قسم می خورد درست است!

میزبان فیلمهای کلاسیک ترنر بن مانکیویچ از بازیگر پرسید ، “بنابراین ، بگذارید از شما سوالی بپرسم …”

“شما در تمام طول روز از من س questionsال کرده اید!”

تنها کلمه چهار حرفی او واقعاً اشیا to به شهرت است. آنچه جیمز کان می خواهد احترام است.

“این چه کاری انجام می دهد؟” مانکیویچ پرسید.

“مرد تو را پمپاژ می کند! من کمی احترام می خواهم. من توپ بازی می کنم ، یک احترام می خواهم ، می دانی؟ این همه.”

caan-mankiewicz.jpg
جیمز کان بازیگر با بازی Turner Classic Movies میزبان بن مانکیویچ است.

اخبار CBS


کان طی 60 سال کار حرفه ای ، مطمئناً آن را به دست آورده است ، و یک نقش به یاد ماندنی را یکی پس از دیگری بازی می کند و مدیریت می کند که تیپیکات نشود – سانی ، پسر سرخپوش دون کورلئونه در “پدرخوانده”. یک فوتبالیست در حال مرگ در “آواز برایان” ؛ یک داستان نویس که در “بدبختی” اسیر بود. و پدر غایب ویل فرل در “جن”.

کان گفت: “من همیشه جنگیدم تا هرگز یک شخص نباشم.” “منظورم این است که ، لذت بازیگر بودن این است که سه ماه شخص دیگری باشی ، می دانی؟”

کان برخی از قسمت های به یاد ماندنی را بازی کرده است ، اما مدتی را با او سپری کرده و این احساس را می کنید که جالب ترین شخصیت در مقابل شماست – نیویورکی متولد 1940 در کوئینز. او از سانی ساید خوش آمد می گوید: “درست بالای پل 59 خیابان ، کمی راه.”

“این چه نوع مکانی است؟”

“خوب ، لم به تو بگویید” چیزی “: آنجا درختی وجود دارد و ما می گفتیم ،” من شما را در جنگل ملاقات می کنم ، خوب؟ ” این “جنگل” بود. “

مدرسه به کان تعلیماتی داد. خیابان به او درسهایی آموخت که او تمام زندگی خود را به یاد داشته است. “مهمترین چیز این است ، شما یاد می گیرید که چگونه برنده شوید و یاد می گیرید چگونه از دست بدهید. و شما یاد گرفتید چه کسی را فشار دهید و چه کسی را فشار ندهید.”

او افراد زیادی از جمله خود را به عنوان یک بازیکن تازه وارد فوتبال 16 ساله در دانشگاه ایالتی میشیگان تحت فشار قرار داد. برای زندگی بزرگ ، و برای بزرگ 10 خیلی کم ، او به هافسترا ، کمتر از 40 مایلی کوئینز ، جایی که اشکال بازیگری رخ داد ، منتقل شد.

وی گفت: “من به محل بازی محله رفتم و آنجا پذیرفته شدم.” آنها بلافاصله من را بردند ؛ من قرار بود سه مصاحبه داشته باشم و فقط یک مصاحبه داشتم. »

در 20 سالگی ، او در نقش مهمان در درام های تلویزیونی بود – نمایش هایی مانند “ساعت آلفرد هیچکاک”. سپس ، یک وقفه بزرگ در 26 سالگی ، بازی یک یار احمقانه دودی با چند مردی که به آنها نگاه می کرد ، به معنای واقعی کلمه – جان وین و رابرت میچوم – در وسترن 1966 ، “ال دورادو”.

کان گفت: “اول از همه ، من در کفشهای لعنتی خود آسانسور داشتم.” “منظور من این است که ، میچوم 6’2 است” ، وین 6’4 “است ، بنابراین من آسانسورها را در کفشهایم قرار داده ام.”

پنج سال بعد “آواز برایان” ، یک فیلم تلویزیونی با کان در نقش برایان پیکولو ، یک فوتبالیست بیمار مریض ، آمد. بیلی دی ویلیامز در نقش گیل سایرز ، بهترین دوست پیکولو بازی کرد. سی و شش میلیون نفر در این برنامه تنظیم شده اند:


آهنگ برایان – صحنه آخر توسط
هاگادول در یوتیوب

مانکیویچ پرسید ، “حدس من این است که 175 مرد در سنین مختلف با شما تماس گرفته اند ، بگذارید بگوییم 55 تا 75 سال ، که به شما می آیند و می گویند ،” من در زندگی ام فقط در یک فیلم گریه کرده ام … “

“” آهنگ برایان “! آره ، من هم گریه کردم!”

“و نه بسیاری از فیلم ها در اوایل دهه 70 که شخصیت سفید و شخصیت سیاه را در یک دوستی کاملا مساوی بدست آوردید.”

کان گفت: “خوب بود ، بسیار ارزشمند بود.” “چون امیدوارم یک لوتا ، می دانید ، بچه ها آن را برداشتند ، می دانید؟”

در سال 1972 ، فرانسیس فورد کوپولا ، کارگردان ، پیشنهادی را به کان دعوت کرد که نمی تواند آن را رد کند: بازی در نقش سانی ، بزرگتر از پسر کورلئونه زودرنج در “پدر خوانده.”

الهام کان از یک منبع بعید بعید آمده است: “من به دوست خود ، دون ریکلز فکر می کردم.” “من به همه گفتم ، شما می دانید ، و من مثل دون ریکلز شروع به خندیدن کردم. تقلید کردن دون ریکلز … داشتن آن ، آن رانندگی ، آن چیز بود ، می دانید؟ مثل این بود که ، بله ، من فقط در آن قفل شده بودم. “

او همچنین بسیاری از بداهه پردازی ها را انجام داد … مانند نحوه برخورد سانی با یک عکاس FBI در روز عروسی خواهرش:


پدرخوانده – سانتینو و FBI توسط
Bib48_MovieClips در یوتیوب

“من آن دوربین را گرفتم ، دوربین را خرد کردم. و نگاه کردم و در محله خود فهمیدم که اشتباه کردم. و 20 را بیرون آوردم و آن را به خیابان انداختم. من پرداخت شده برای این!”

بعد از “پدرخوانده” ، کان مورد تقاضا قرار گرفت و او برای “سیندرلا لیبرتی” ، “قمار باز” ، “رولر بال” و مورد علاقه خود ، “دزد” ستایش زیادی کرد:


جیمز کان در مقابل Mob Boss از “دزد” 1981 ایستادگی می کند توسط
یک زندگی غیر منتظره در یوتیوب

اما در اوایل دهه 1980 ، یک دهه ستاره شدن نتیجه خود را داد. رفتار كان نامنظم بود… او به مواد مخدر معتاد شده بود after و پس از مرگ خواهرش از سرطان خون به افسردگی افتاد.

وی گفت: “من برای مدت کوتاهی یک دوره بد با کوکائین داشتم.” “وقتی این اتفاق افتاد ، خواهرم را از دست دادم. و او مثل من بود ، نمی دانم وقتی او را از دست دادم ، نمی توانستم ، از عهده آن بر نمی آیم ، نمی دانستم چه کاری انجام دهم.”

کان بعد از “دزد” اهمیت زیادی به هالیوود نمی داد. در طی شش سال آینده او یک فیلم ساخت (“خداحافظ مرا ببوس”) ، و مربی تیم کوچک لیگ پسرش اسکات بود.

هنگامی که او خواست دوباره وارد شود ، دوست او راب رینر اواخر سال 1989 او را نجات داد. راینر قرار بود “بدبختی” را از یک داستان استیون کینگ با بازی کتی بیتس کارگردانی کند:


کلیپ فیلم Misery (2/12) – Profanity Bothers Annie (1990) HD توسط
Movieclips در یوتیوب

“من چندین انسان شگفت انگیز داشتم ، مانند راب راینر و آن بچه ها ، خدا آنها را رحمت کند. این برای من برندگان بزرگ بود.”

مانکیویچ گفت: “آن فیلم ، که به همه اجازه می دهد بدانند ،” اوه ، بله ، صبر کن ، جیمز کان! ”

“من نمی دانم.”

“تو عالی بودی!”

“آره ، با کتی”.

“بدبختی” برای کان یک موفقیت بزرگ بود. یک کمدی کم ارزش ، “ماه عسل در وگاس” ، دو سال بعد آمد. ثابت شد که کان جنبه سبکتر دارد ، که یک دهه بعد با “ویل فرل” منجر به “جن” شد.

“بنابراین ، من به ویل گفتم ، او می گوید ،” شما می خواهید “جن” را انجام دهید؟ من گفتم ، “نمی توانم این کار را انجام دهم. من یک عکس به نام” الک “می سازم ، اما من نمی کنم …”

“شما گفتید ،” نه ، فقط در مورد عنوان؟

“آره”

خوشبختانه ، در نهایت فرل با او صحبت کرد.


ویدئو کلیپ فیلم Elf (2/5) – Buddy Meets His Dad (2003) HD توسط
Movieclips در یوتیوب

پسرش ، اسکات کان ، در برنامه تلویزیونی محبوب خود ، “هاوایی Five-0” ، با پدرش به عنوان مهمان صحبت کرد.

کان ، که چهار بار ازدواج کرده و طلاق گرفته ، عاشق کار است – اما نه به اندازه عاشق پنج فرزندش.

مانکیویچ پرسید ، “آیا شما می خواهید بچه های دیگر شما نیز به این تجارت بپردازند؟”

“برای انجام هر جهنمی که آنها می خواهند ، بله!”

این عقیده ای است که برای کان به ثمر رسیده است … و این مرد سرسخت و قلبی لطیف آماده خداحافظی از هالیوود نیست: “من می خواهم یک کار خوب انجام دهم. ناامید شده ام ، دوست دارم یک کار واقعی انجام دهم شخصیت.”

“بنابراین ، چرا می خواهید به کار خود ادامه دهید؟” مانکیویچ پرسید. “مثل ، راحت باش؟ تو جیمز کان هستی!”

او پاسخ داد: “من نمی توانم” راحت باشم “. “من از کار لذت می برم ، من دوست دارم با افراد خوب کار کنم. وقتی کار می کنم بیشتر سرگرم می شوم ، و یک لوتای خنده می خورم – و گاهی احترام می گذارم!”


داستان تهیه شده توسط گابریل فالکون. ویراستار: جوزف فراندینو.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *