گزارش جدید نظارتی نشان می دهد که تلاش 20 ساله ایالات متحده در افغانستان “با شکست های زیادی مشخص شده است”

استراتژی ناسازگار جدول زمانی با انگیزه سیاسی تکه های نقدی کنترل نشده به عنوان کنترل گروه طالبان در افغانستان پس از 20 سال دخالت ایالات متحده ، یک گزارش ناظر جدید نشان می دهد که چه اشتباهی رخ داده است.

ممکن است درست باشد ، به عنوان رئیس جمهور بایدن روز دوشنبه گفت، که ایالات متحده نیروهای 300 هزار نفری ارتش افغانستان را آموزش داده و مجهز کرده است ، ما حقوق آنها را پرداخته ایم ، نیروی هوایی آنها را حفظ کرده و آنها را تجهیز کرده ایم و آنچه ما نمی توانیم به آنها بدهیم “اراده مبارزه” برای آینده آنها است. اما از نظر بازرس کل بازسازی در افغانستان ، ایالات متحده همچنان در تلاش 20 ساله خود کوتاهی کرد ، تلاشی که تا حد زیادی در چند ماه کوتاه از بین رفت. به

در گزارش “آنچه ما باید بیاموزیم: درسهایی از 20 سال بازسازی افغانستان” به تفصیل توضیح داده شده است که چگونه بیش از 145 میلیارد دلار هزینه شده برای تلاش های بازسازی تنها به حداقل پیشرفت افزوده است.

بر اساس این گزارش ، ایالات متحده فاقد استراتژی روشنی بود ، با مأموریتی در حال تحول که سازمان ها و پرسنل را مجبور به اتخاذ اهداف جدید در پرواز می کرد.

آقای بایدن دفاع کرده است تصمیم برای کاهش حضور ایالات متحده در افغانستان با بیان اینکه به هدف تحقیر القاعده دست یافته است. اما همانطور که در گزارش آمده است ، این همیشه تنها هدف ماموریت در افغانستان نبود ، فقط یکی از آنها بود.

افغانستان
نیروهای امنیتی افغان پس از در دست گرفتن کنترل بخش هایی از شهر هرات در پی درگیری بین طالبان و نیروهای امنیتی افغان در حومه هرات ، 640 کیلومتری (397 مایلی) غرب کابل ، افغانستان ، یکشنبه ، 8 اوت 2021 ، گشت می زنند.

حامد سرفرازی / AP


هدف ابتدا از بین بردن القاعده بود ، سپس حذف طالبان را شامل می شد – و سپس بیشتر از بین بردن دولت افغانستان از مقامات فاسد. در سال 2009 ، القاعده حتی در اولین پیش نویس استراتژی نظامی مورد اشاره قرار نگرفت زیرا دولت دریافت که این گروه تروریستی “دیگر مشکلی ندارد”. با این حال جنگ ادامه داشت.

تحقیقات “درسهایی که باید بیاموزیم” در پی 10 گزارش “درس آموخته شده” است که SIGAR منتشر کرده است. تجزیه و تحلیل سیگار از هزاران سند دولتی و بیش از 760 مصاحبه گرفته شده است که بسیاری از آنها در مقاله های 2019 واشنگتن پست در افغانستان به چاپ رسیده است.

زمانبندی های صریح در مورد مدت زمان بازسازی پروژه های آمریکایی و موسسات افغانی قضاوت نادرست. یک مقام مسئول در طراحی ارتش ملی افغانستان به سیگار گفت که انتظار می رود نیروهای آمریکایی تا سال 2004 ترک کنند ، اما این تلاش سالها زمان بیشتری را طلب می کند.

احساس دائمی “خروج قریب الوقوع” پیشرفت را ملتهب کرد. به همین دلیل ، تلاش در افغانستان شامل بیش از 20 پروژه بازسازی یک ساله بود تا یک پروژه 20 ساله.

در این گزارش آمده است: “اگر هدف بازسازی و پشت سر گذاشتن کشوری بود که بتواند خود را حفظ کند و تهدید چندانی برای منافع امنیت ملی آمریکا ایجاد نکند ، تصویر کلی مبهم است.” سالهای اخیر.

این گزارش نشان می دهد که پرسنل آمریکایی در افغانستان غالباً دارای صلاحیت و آموزش ضعیف هستند و نگهداری پرسنل واجد شرایط نیز دشوار است. “لوبوتومی” سالانه کارکنان به کارآیی آسیب می رساند. مشاوران پليس وزارت دفاع كه براي آموزش نيروهاي پليس افغانستان اعزام شده بودند اين تجربه را نداشتند. بر اساس این گزارش ، برای جبران خسارت ، آنها “Cops” و “NCIS” را تماشا کردند.

اگرچه ایالات متحده برای پروژه های بازسازی پول می ریزد ، اما فقدان استراتژی باعث می شود تمرکز بر پایداری نباشد. این گزارش می گوید: “آژانس های آمریکایی به ندرت بر اساس تداوم کار پروژه هایشان مورد قضاوت قرار می گرفتند ، اما بر اساس تعداد پروژه های تکمیل شده و هزینه های صرف شده”.

حسابرسی قبلی SIGAR هشدار داد که سالانه بیش از 300 میلیون دلار برای پرداخت حقوق به پرسنل موجود در نیروهای امنیتی افغانستان هزینه می شود. ایالات متحده از کارکنان نظارتی کافی برای تأیید صحت حضور ارتش ملی افغانستان و پلیس ملی برخوردار نبود.

لیست درسهایی که باید آموخت عبارتند از:

  • دولت ایالات متحده به طور مستمر برای توسعه و اجرای یک استراتژی منسجم برای آنچه می خواست به آن دست یابد تلاش می کرد.
  • دولت ایالات متحده به طور مداوم مدت زمان مورد نیاز برای بازسازی افغانستان را دست کم گرفته و زمان بندی ها و انتظارات غیرواقعی ایجاد کرده است که هزینه ها را خیلی زود در اولویت قرار می دهد. این انتخاب ها باعث افزایش فساد و کاهش اثربخشی برنامه ها شد.
  • بسیاری از موسسات و پروژه های زیربنایی که ایالات متحده ساخته بود ، پایدار نبود.
  • سیاست ها و عملکردهای غیرمولد پرسنل غیرنظامی و نظامی این تلاش را خنثی کرد.
  • ناامنی مداوم تلاش های بازسازی را به شدت تضعیف کرد.
  • شرایط افغانستان را درک نکرد و بنابراین نتوانست بر اساس آن تلاشهای خود را تنظیم کند.
  • آژانسها به ندرت نظارت و ارزیابی کافی را برای درک تأثیر تلاشهای خود انجام می دهند.

این گزارش به آژانس های آمریکایی توصیه می کند که چگونه می توانند از قابلیت ها و ظرفیت لازم برای بازسازی بزرگ و کوچک اطمینان حاصل کنند ، زیرا احتمالاً یک پروژه ثبات دیگر پس از درگیری وجود خواهد داشت ، حتی اگر آژانس ها اینطور فکر نکنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.