یوان مک گرگور درباره بازآفرینی زندگی و وسواس های “هالستون”

اگر در قرن گذشته زنده بودید ، به احتمال زیاد چیزی از هالستون را دیده ، لمس کرده یا می پوشید.

روی هالستون فاویک سازنده کلاه در نیویورک بود که جعبه قرص هایی را که جکی کندی در مراسم تحلیف همسرش می پوشید ، طراحی کرد و به ساخت یک برند مد بین المللی ادامه داد. هالستون با داشتن دوستانی مانند اندی وارهول و لیزا مینلی ، به نوعی تجسم آنچه ثروتمند بودن و مشهور بودن در شهر نیویورک دوران دیسکو بود ، بود.

اگر او فقط می دید که این را ببیند: داستان او ، با همه خیره کننده ها و مواد مخدر و هرزگی ، در یک مجموعه پنج قسمته نتفلیکس ، “هالستون” ، با ایوان مک گرگور در نقش اصلی.


هالستون | تریلر رسمی | نت فلیکس توسط
نت فلیکس در یوتیوب

این بازیگر 50 ساله متولد اسكاتلند (كه اكنون شهروند آمریكا است) می گوید بازی در نقش هالستون بسیار بیشتر از حد معمول به مشق شب احتیاج داشت.

خبرنگار تریسی اسمیت پرسید ، “بنابراین ، شما همه این نوع کاوش در بایگانی را انجام دادید. اما شما همچنین یاد گرفتید که چگونه پارچه را بکشید؟”

مک گرگور پاسخ داد: “تا حدی ، بله ، کمی.” “منظورم این است که این یک هنر عالی است. او یک تکه پارچه می گرفت و آن را به یک لباس زیبا تبدیل می کرد. و من فقط نگران بودم که اگر دستان من به نظر نمی رسد که آنها می دانند چه کاری انجام می دهند ، به نوعی مرا می دهی ، می دانی؟ و بنابراین ، من تمرین و تمرین و تمرین می کنم. و خودم را می خاردم و سعی می کنم کسی را که می پوشیدم سوراخ نکنم. “

ewan-mcgregor-as-halston-a-620.jpg
یوان مک گرگور در نقش “هالستون”.

نت فلیکس


به نظر می رسد مک گرگور در این نقش متولد شده است ، اما این یکی تقریباً یک مبارزه بود: در واقع ، او می گوید هر شغل بازیگری او را تکان می دهد: “در ابتدای هر پروژه ، شما بسیار عصبی هستید. و می دانید برای آخرین دو هفته قبل از اینکه چیزی را شروع کنی ، من همیشه یک لاشه هستم. مانند ، فقط فکر کردن ، این یکی است. من نمی توانم این کار را انجام دهم من قادر به انجام آن نخواهم بود من همیشه قبل از چیزی دوره ترس بزرگی را پشت سر می گذارم. “

“به طور جدی؟” از اسمیت پرسید.

“به طور جدی. بله ، هر بار. ترس غیر قابل باور است. اما شب قبل من در خانه نیستم که چگونه می خواهم – چگونه می خواهم این کار را انجام دهم؟ من این کار را نمی کنم من می خواهم این اتفاق جلوی دوربین بیفتد. چون من اینطور نیستم … همیشه اینطور بوده ام. فقط تنبل “

اسمیت گفت: “این تنبل نیست.”

“خوب ، ممکن است باشد! این تنبلی است. و من این کار را کردم!”

او چند کار را عملی کرده است: در سال 1996 ، نوبت به عنوان یک معتاد به هروئین در فیلم “Trainspotting” باعث شد او به یک ستاره تبدیل شود.


کلیپ فیلم Trainspotting (7/12) – Renton Falls in Love (1996) HD توسط
Movieclips در یوتیوب

و فیلم های بعدی – مانند فیلم “مولن روژ” محصول 2001 – دامنه چشمگیر خود را نشان داد.


مولن روژ! (4/5) CLIP فیلم – Come What May (2001) HD توسط
Movieclips در یوتیوب

حرفه او در سال 2017 با دنباله ای با عنوان “T2 Trainspotting” کاملاً حلقه زد. “20 دقیقه بعد ، بازگشت دوباره با آنها کاملاً خارق العاده بود. اما در نوع خود نیز یک فیلم واقعاً زیبا و متفکرانه است.”

اسمیت گفت: “بنابراین ، شخصیت دیگری وجود دارد که شما فرصتی برای بازگشت به آن داشته اید.” “چه حسی داشت -”

“خوب انجام شد. این خوب بود! این خوب بود!”

مک گرگور در حال تکرار نقش خود در نقش اوبی وان کنوبی در حماسه جنگ ستارگان است ، این بار برای یک مجموعه تلویزیونی. او هنوز نمی تواند چیز زیادی در این باره بگوید ، اما سلام ، هرگز پرسیدن دردناک نیست.

“چه حسی داشت که دوباره ریش را بزرگ کنی ، دوباره خرقه بپوشی؟” اسمیت پرسید.

“اگر کار نکنم همیشه ریش دارم.” چون فقط دوست دارم که باشم ، از تراشیدن زیاد لذت نمی برم. اما عالی است ، بازگشت به آن عالی بوده است. واقعاً هیجان انگیز بوده است. “

“جدی چه احساسی داشت؟ پوشیدن روپوش چه حسی داشت؟”

وی گفت: “ممکن است روپوش وجود نداشته باشد.”

“شما حتی نمی توانید بگویید این؟

ewan-mcgregor-مصاحبه -1280.jpg
ایوان مک گرگور بازیگر.

اخبار CBS


“ممکن است ، یا ممکن است نباشد ، خرقه باشد. من چیزی نمی گویم! اما برای بازگشت دوباره به بازی او ، Obi-Wan Kenobi ، کاملاً درخشان بوده است. من واقعا دارم ازش لذت میبرم.”

اما زندگی در دنیای جنگ ستارگان همیشه آسان نیست ، جایی که طرفداران می توانند کمی شدید باشند ، و حتی بی ضررترین اظهار نظر می تواند بهمن حدس و گمان در مورد آنچه بعدی است را به وجود آورد.

اسمیت گفت: “جالب اینجاست که ، مدتی مجبور شدی حتی روی گفتن اینکه برمی گردی بنشینی؟”

“آره.”

“منظورم این است که مردم تقریباً دو دهه است که در این مورد از شما می پرسند.”

وی پاسخ داد: “این آزار دهنده بود.” “این آزار دهنده بود. هر مصاحبه ای که من برای هر سال انجام داده ام ، می دانید ، سالها ، مردم می گفتند ،” خوب ، آیا شایعات صحت دارند؟ ” و من مجبور شدم به نوعی ، مجبور باشم دروغ. باید بگویم ، “خوب ، شما می دانید ، من نمی دانم. خوشحال می شوم که یک روز دیگر او را بازی کنم. ‘ من مجبورم فقط مدام بگویم … این طور به نظر می رسید که به نوعی از دیزنی درخواست کار می کردم! مانند هر مصاحبه ای که از من س wasال می شد. “خوب ، خوشحالم که می توانم دوباره او را بازی کنم ، و این فقط روشی بود مانند اینکه سعی می کرد صداقت نداشته باشی ، اما در عین حال حقیقت را نگویی.”

“بنابراین ، اکنون باید کاملاً راحت شود؟”

مک گرگور گفت: “خوب است.” “گربه از کیسه بیرون است!”

از نظر مک گرگور ، بازی در هالستون یکی دیگر از چالش ها بود. در بیشتر دوران بزرگسالی خود ، طراح با انواع مختلف شیاطین مانند اعتیاد دست و پنجه نرم می کرد ، و این یکی از مواردی است که یوان مک گرگور یک بار با خودش روبرو شد.

اسمیت پرسید ، “آخرین باری که صحبت کردیم ، شما در مورد متانت خود صحبت کردید. و من تعجب می کنم ، با تماشای هالستون ، آیا فکر می کنید که متانت شما به شما کمک کرده است این افراد را که به طریقی متفاوت با استفاده از مواد مخدر دست و پنجه نرم می کنند ، ببینید کمی بیشتر آنها را درک می کنید؟ “

مک گرگور پاسخ داد: “من آنها را درک می کنم ، بله. من آن را درک می کنم ، اعتیاد.” “و من در مورد آن قضاوت نمی کنم ، شما می دانید؟ زیرا من چندین سال آن راه را طی کرده ام ، و این بسیار حیله گر است و شما کاملا در انکار زندگی خواهید کرد ، مردم می توانند آن را نبینند. بنابراین ، آنجا وجود دارد هالستون هر شب به استودیو 54 می رود و کک می کند و تجارتش به شدت دچار دردسر می شود. اما هنوز هم می گوید ، “من مشکلی ندارم. می توانم هر وقت دوست دارم متوقف شوم ، می دانی؟” من این را می فهمم ، بله. “

هالستون با تمام پیچیدگی هایش ، به وضوح دوست داشت بودن هالستون و مک گرگور عاشق هالستون بودن بود. اما به نظر می رسد او عاشق یوان مک گرگور بودن نیز باشد.

اسمیت گفت: “هالستون مشهور بودن را دوست داشت. شما؟”

او پاسخ داد: “بله ،”

_آره؟

“من انجام می دهم ، بله!” او خندید.

“من این را دوست دارم. این یک پاسخ بسیار صادقانه است ، بله.”

مک گرگور گفت: “شما زندگی می کنید و یاد می گیرید و می دانید که با آن کنار می آیید.” “می دانید ، هنگامی که من 25 ساله بودم ، پس از” آموزش نقطه ای “، [I] با آن خیلی متفاوت از الان برخورد کردم. “

“چطور؟”

مک گرگور خندید.

“اوه ، بیا!”

“تو خیلی خوب هستی. تو خیلی خوب هستی ، خوب ، فقط فکر می کنم می توانی با آن فرار کنی ، می دانی؟” او گفت.

“اما چطور شد که این کار را انجام دادید؟ منظورتان را نمی دانم ، من واقعاً این کار را نمی کنم.”

“خوب ، چون اگر روی شهرت تمرکز کرده اید ، اگر فکر می کنید شهرت عالی است و چنین چیزی را می خواهید ، پس واقعاً شما را به جایی نمی رساند. این راهی به ناکجا آباد است. می دانید ، شما هرگز از خواب بیدار نخواهید شد و به اندازه کافی معروف ، می دانید منظور من چیست؟ اگر این همان چیزی است که شما به دنبال آن هستید.

“نمی دانم ، من بسیار راضی هستم. من آن را دوست دارم. من آن را دوست دارم. بنابراین در آن جنبه از مسائل ، شما یاد می گیرید که در واقع این چیزی است که شما را خوشحال می کند ، تلاش برای انجام بهترین کار شما در کار و احساس نمی کنید که به نوعی آن را تعقیب می کنید یا با آن تماس می گیرید. و سپس ، این احساس خیلی خوبی است. “


برای اطلاعات بیشتر:


داستان تهیه شده توسط جان د آملیو. تدوینگر: استیون تایلر.


همچنین مشاهده کنید:

از سال 2012: یوان مک گرگور “غیرممکن” (“یکشنبه صبح”) را اجرا می کند:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.